تبلیغات
صدای جاودان : امید - باران

صدای جاودان : امید

باران

سه شنبه 6 اردیبهشت 1384

عزیز من!بیا کمی پیاده راه برویم!

دیگر من و تو،حتی اگر دست در دست هم،و سخت عاشقانه،تمام شهر را هم بپیماییم کسی از ما قباله نخواهد خواست و کسی پا به حرمت مهرمندی هایمان نخواهد گذاشت.این را بارها به تو گفته ام و باز هم خواهم گفت.از چه می ترسی عزیز من؟بیا کمی پیاده راه برویم!

بیا کمی پیاده راه برویم !

و اکنون با آهنگ باران همراه شوید.آهنگی که تمام عاشقان را تحت تاثیر قرار می دهد!!!

دانلود آهنگ :            (( باران ))

 

                                     ((باران))

گرید به حالم، کوه و در و دشت از این جدایی می نالد از غم، این دل دمادم فردا کجایی

سفر به خیر؛ سفر به خیر؛مسافر من

گریه نکن ؛ گریه نکن؛ به خاطر من

باران می بارد امشب،دلم غم دارد امشب آرام جان خسته ،ره می سپارد امشب

در نگاهت مانده چشمم،شاید از فکر سفر برگردی امشب از تو دارم یادگاری،سردی این بوسه را پیوسته بر لب

قطره قطره اشک چشمم،میچکد با نم نم باران به دامن بسته ای بار سفر را با تو ای عاشق ترین،بد کرده ام من

رنگ چشمت رنگ دریا؛سینه ی من دشت غمها یادم آید زیر باران با تو بودم؛با تو تنها

زیر باران با تو بودم،زیر باران با تو تنها

باران می بارد امشب، تو رو کم دارم امشب آرام جان خسته ،ره می سپارد امشب

این کلام آخرینت ،برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر،اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور،التماس م را ببین دراین نگاهم زیر باران گریه کردم،بلکه باران شوید از جانم گناهم

این کلام آخرینت؛برده میل زندگی را از سر من گفته ای شاید بیایی از سفر،اما نمیشه باور من

کی رود از خاطر من آخرین بوسه شبی در زیر باران رفتی و کردم صدایت؛اما در آغوش شب گشتی تو پنهان...!!!

 

 

چه خوب است جای کوچکی برای((انتخاب گریستن))باز کنیم!جایی همیشگی؛از امروز تا آخرین روز.می گویند:" در چنین روزگاری اگر کاری باشد که آن را خیلی خوب و ماهرانه بدانیم؛همان خوب گریستن است و بس."

بله؛ قبول.اما مقصود من؛ نه گریستن زیر فشارهای جاری؛ بلکه((اراده گریستن))است. و میان این دو تفاوتی است چشمگیر.

((بدون احساس کمترین خجالت؛به پهنای صورت؛ گریستن را دوست می دارم؛اما نه به خاطر این یا آن مسئله ی حقیر؛نه به خاطر دنائت یک دوست؛نه به خاطر معشوق گریز پای پر ادا؛وآن که ناگهان تنهایمان گذاشت و رفت؛و آنکه اینک در خاک خفته است و یادش به خیر؛و نه به خاطر خبث طینت آنها که گره های کور روح صغیر شان را تنها با دندان شکنجه دادن دیگران می خواهند باز کنند...

نه...اشک؛نه برای آنچه که بر تک تک ما در محدوده ی محقر زندگی فردی مان می گذرد؛بلکه به خاطر مجموع مشقاتی که انسان در زیر آفتاب کشیده است و همچنان می کشد؛به خاطر همه ی انسانهایی که اشک می ریزند و یا دیگر ندارند که بریزند.

گریستن به خاطر دردهایی که نمی شناسی شان؛و درمان های دروغین.

به خاطر رنج های عظیم آنکس که هرگز او را ندیده ای و نه خواهی دید.

به خاطر بچه های سراسر دنیا _که ما چنین جهانی را به ایشان تحویل می دهیم و می گذریم...))

"بی اشک،چشمان تو نا تمام است و نمناکی جنگل؛ نارساست".

صدای جاودان عشق امید

<:P:>

<:P:>

<:P:>

<:P:>

<:P:>

<:P:>



[ سه شنبه 6 اردیبهشت 1384 - 08:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 7 اردیبهشت 1384 - 08:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| علی ] [دانلود آهنگ , ] [+]